نوشته شده توسط : حامد عرب

حزب شیطان اسراییل د ر کنار ایران

1.چگونه به اهستگی در حال اشغال اذربایجان هستند؟

کانون یهود  با بالابردن سطح توقع مردم اذربایجان همچنین وابسته کردن دولت اذربایجان به واردات  در حال ایجاد یک پایگاه در کشور زیربط کرده اند بطوری که شرکتها ی اروپایی در  ارائه خدمات در این کشور کوتاهی نمکنند واز انجا که این کشور را تکیه بر واردات نموده اند  و این کشور صنعت داخلی ضعیفی دارد ونداشتن پشتیبان مالی تکیه بر صادرات  در اینده ای نچندان دور باعث می شود این کشور رکود اقتصادی شدیدی را دچار شود و مانند حال برای ادامه بقای خویش تن به هر خواسته ای در قبال خواسته های غرب شود حال مسولین ما چکار می کنند فقط کوبیدن دولت حاضر

این بالابردن سطح توقعات به انجا رسیده که شرکتهای خارجی پیاده روهای این کشور را از سنگ ایتالیایی 10 ساله نموده اند من این قول را به  شما می دهم که این کشور در اینده یکی از دشمنان ایران خواهد شد کشوری با داشتن حداقل70 درصد جمعیت شیعی چگونه زیرکانه مورد حمله نرم یهود شده

مطمئن باشید اذربایجان برای ادامه دادن به حیات سیاسی خود باید اماده باشد تا سپر بلا اسرائیل شود کشوری که بدهی های سنگین اقتادی بالا خواهد اورد به دنبال رایزنی در قبال درامد و هچنین مکاتبات سیاسی اقتصادی برای کسب سود است

1.تکیه بر نفت دریای خزر ایا این درامد اندک می تواند درامد ارزی خوبی برای این کشور باشد؟

2. این درامد می تواند این حجم انبوه واردات را ساپورت نماید؟

3. شرکتهای بزرگی براحتی می توانند این کشور را تحت تحریم خرید نفتی قرار بدهند

4.این کشور در جهت رویایی رویی با تحریم چه خواهد کرد با این حجم انبوه واردات؟

5.اگر شرکتهای با همدستی ساده در قبال ارائه خدمات به این کشور با بلابردن قیمت ها بدهی های بیشتری برای این کشور ایجاد کنند چه خواهد شد؟

طبیعتا این کشور از حال خود اگاه است می خواهد هرکاری کند تا به این شرایط دچار نشود پس یهودی های سود جو هرکاری خواهند کرد که این کشور را در مشت خود قرار بدهند

در روزهای اینده مطالب بیشتری در پست قرار خواهم داد

هر گونه کپی برداری از مطالب با ذکر منع http://mouood313.loxblog.com/ازاد است

انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: بازدید از این مطلب : 349
|
امتیاز مطلب : 57
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : جمعه 11 شهريور 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب


 

 

سيدبحرالعلوم يمني، از علماي بزرگ زيريه در يمن بوده كه وجود حضرت ولي عصر عليه الصلوه و السلام را انكار مي كرده است. ... تا اين كه آن جناب نامه اي براي حضرت آيت ا... سيدابوالحسن اصفهاني رضوان ا... تعالي عليه مي نويسد و براي اثبات وجود امام زمان (ع) دليل قاطعي درخواست
مي كند. آيت ا... اصفهاني، در جواب مي نويسد: « جواب شما را بايد به طور حضوري بدهم. شما طي سفر به نجف اشرف مشرف شويد تا جواب را دريافت كنيد. » .... و اينك بشنويد ماجراي شيعه شدن سيد يمني را از زبان فرزند او: « ... وقتي به مقام مهدي (ع) در وسط وادي السلام نجف وارد شديم، ديديم كه آيت ا... سيد ابوالحسن اصفهاني به سوي چاهي كه در آن جا بود، رفت و به دست خود از آن آب كشيد و تجديد وضو كرد و اين در حالي بود كه ما به عمل او مي خنديديم 1. آن گاه وارد مسجد مقام شد و چهار ركعت نماز خواند و كلماتي گفت ... به ناگاه ديديم كه تمام فضاي مقام غرق نور و روشنايي گشت. در آن هنگام، آيت ا... اصفهاني پدرم را داخل مسجد طلبيد. پدرم به آن مقام وارد شد، اما طولي نكشيد كه صداي گريه اش بلند شد و آن گاه، فريادي بلند زد و از هوش رفت. وقتي داخل شدم ديدم كه آيت ا... اصفهاني بالاي سر پدرم نشسته است و شانه هاي او را مالش مي دهد تا به هوش آيد... وقتي از آن جا برگشتيم، پدرم گفت: « حضرت ولي عصر حجت بن الحسن العسگري (عج) را به طور حضوري زيارت كردم و با ديدنش مستبصر و شيعه اثني عشري شدم » سيد بحرالعلوم يمني، پس از بازگشت به يمن 4000 نفر از مريدان سني خويش را به مذهب تشيع مشرف گرداند.

1. ر.ك: قاضي زاهدي، شيفتگان حضرت مهدي (عج)، ج1، ص124.
منبع: شيعه نيوز



 

 


نجف شيعه مقام امام زمان عليه السلام حضرت مهدي قاضي زاهدي شيفتگان شيعه اثني عشري سيد بحرالعلوم يمني آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني راز و رمز شيعه نيوز وادي السلام حجت بن الحسن العسگري

 

انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: سني , شيعه , مهدي ,
:: بازدید از این مطلب : 321
|
امتیاز مطلب : 76
|
تعداد امتیازدهندگان : 21
|
مجموع امتیاز : 21
تاریخ انتشار : چهار شنبه 18 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب

در تعالیم پیشوایان دین، دعا اسلحه پیامبران، سپر و سلاح مؤمن، مغز همه عبادات و حلقه ارتباط خالق و مخلوق معرّفی شده است.

اوّلین مظلوم عالم، حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند:

دعا سپر مؤمن است و هر گاه بسیار دری را کوبیدی به روی تو باز می‌شود.[1]
و حضرت امام محمّدباقر(علیه السلام) خطاب به یکی از اصحاب خویش فرمودند:
آیا تو را راهنمایی نکنم به چیزی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آن استثنایی نزده؟
عرض کردم: چرا. فرمود:
دعا، که قضای پیچیده و سخت را برمی‌گرداند ـ و انگشتانش را به هم فشرد .[2]
و باز آن حضرت تأکید کردند:
به خدا سوگند هیچ بنده‌ای دعا، پافشاری و اصرار به درگاه خداوند عزّوجلّ نکند مگر اینکه حاجتش را برآورد.[3]
حضرت امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند:
دعا کن و مگو که کار گذشته است و آنچه مقدّر شده همان شود [و دعا اثری ندارد]... [4]
مرحوم علّامه مجلسی در شرح روایت فوق می‌گوید:
... باید ایمان به بَداء داشت و به اینکه خداوند سبحان هر روز در کاری است و هر چه خواهد محو کند و هر چه بخواهد ثبت کند و قضا و قدر مانع دعا نیستند؛ چون تغییر در لوح محو و اثبات ممکن است. گذشته از اینکه خود دعا نیز از اسباب قضا و قدر، (است) و امر به دعا نیز از همان‌هاست.[5]

غيبت امام زمانشان و طولاني شدن اين امر بي توجهي نكرده و همگي دعا نمايند، اميد است كه خداوند هرچه زودتر طومار غيبت را در هم پيچيده و آن بزرگوار را ظاهر نمايد. همچنان كه در زمان حضرت ادريس(ع) وقتي آن حضرت مورد حمله ي حكومت طغيانگر زمان خويش قرار گرفت از ميان مردم غايب شد؛ در دوران غيبتش مردم تصميم به توبه در مقابل خداوند را گرفتند و اين بازگشت و پشيماني واقعي باعث شد كه خداوند دوران غيبت او را پايان بخشد. حضرت ادريس (ع) ظاهر شد و حاكم ستمگر در برابر او به ذلت و خواري افتاد.
 

از امام زمان(عج)  نقل شده كه فرمودند: (شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را
نمي خواهند، اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد.
چرا براي ظهور دعا نمي كنيم؟

 

--   نقشه ابليس براي تاخير ظهور
--   به امام معرفت نداريم
--   به امام محبت شايسته نداريم
--  احساس اضطرار نمي كنيم
--   از بركات ظهور بي خبريم
--  نمي دانيم كه از مهمترين شرايط ظهور خواسته مردم است
--  از غربت امام در غيبتش بي خبريم
--  ما را از شمشير امام ترسانده اند
--  از معارف اهل بيت دور هستيم
--   نمي دانيم دغدغه ي همه ي اهل بيت(ع) فرج مولا بوده و هست
                                 .........................................
امام جواد(ع) مي فرمايند:
* برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است
* بي نيازي از مردم ثروت مومن است. 
* كسي كه از هواي نفس خود اطاعت كند آرزوهاي دشمن خويش را برآورده است.
نكاتي در رابطه با نقش دعا در تعجيل فرج :

۱-تنها يكي از آثار دعا براي تعجيل فرج تسريع امر ظهور امام عصر (عج) است . اين دعا آثار و بركات فراواني همچون ازدياد نور امام در قلب، آمرزش   گناهان، رنجش و وحشت شيطان، نزول نعمت، دفع بلاها، زايل شدن غم ها،  طول عمر و بركت در آن، وسعت رزق، ورود به بهشت، ايمني از عذاب جهنم،   نايل شدن به شفاعت اهل بيت(ع)، محشور شدن در زمره ي امامان، امان از   تشنگي روز قيامت، ايمني از سختي حساب، ثواب هزار سال خدمت به پروردگار، ثواب نه هزار سال نماز و روزه و... دارد كه مولف مكيال المكارم   به ۱۱۰ فايده از آن اشاره نموده است.

۲-دعا در فرارسيدن زمان ظهور، اثر قطعي دارد و ترك آن موجب تاخير در امر فرج خواهد شد و از دقت در حديث بني اسرائيل و ساير روايات استفاده  مي شود كه امر ظهور بداپذير است و ممكن است با تضرع و دعاي مومنين و استجابت حق تعالي حتي برخي نشانه هاي حتمي (كه مقدمه يا مقارن ظهور قرار است به وقوع بپيوندند و شديد و سخت بوده و گرفتاري ها و ناگواري هايي در بردارند) بخشيده شده و محقق نشوند.

۳- دعا براي تعجيل فرج امام عصر (عج) نه تنها از محبت، عشق و علاقه  دعا كننده به حضرت مهدي (ع) حكايت مي كند كه عملي انساني و كاملا   وجداني است. عدالت طلبي، ظلم ستيزي و روحيه ي نوع دوستي ايجاب مي كند
كه يك انسان مسلمان براي رهايي همه ي بشريت از عبوديت شيطان ها و  ظلم ستمگران لحظه شماري كند و با دعا براي ظهور امام عصر (عج)   براي تسريع و جلو افتادن اين امر تلاش كند.


4- برخي مي گويند: (هر وقت خدا بخواهد آقا مي آيد) و تلويحا نقش دعا در  تعجيل فرج را كمرنگ مي شمرند. اين مطلب صحيح است كه خداوند متعال بايد اذن قيام و فرج را صادر كند ولي بايد توجه داشت كه خداوند متعال خود نداي
 «ادعوني استجب لكم» سر داده و تغيير سرنوشت هر قومي را منوط به تغيير  آن قوم دانسته و نيز امام عصر (عج) و اجداد طاهرينش خود شيعيان را به دعا  براي تعجيل فرج توصيه كرده اند كه نشان مي دهد اگر اشتياق ما به اوج برسد خداوند نيزوعده ي خود را محقق خواهد ساخت. آري اگر تقاضا زياد شود  خداوند نيز حجت خود را عرضه خواهد كرد.


 برخي نيز مي گويند ما گنه كاريم، آلوده ايم، لياقت نداريم براي امام عصر (عج) دعا كنيم. لقمه ها اشكال دارد! اينگونه مطالب از ترفندهاي شيطان براي بازداشتن ما از دعا براي فرج به حساب مي آيد. دعا براي امام، ما را به امام نزديك مي كند. به علاوه امام زمان (عج) تنها امام نيكوكاران نيست، بر گنه كاران نيز حجت است و از آنان دستگيري مي كند. امام همچون خورشيد برهمگان مي تابد و به صنف خاصي تعلق ندارد. در انحصار ملت و نژاد  خاصي نيز نيست. امام متعلق به تمام بشريت است. نه تنها امام انسان ها كه امام جن و ملائك نيز هست. نه تنها امام اهل زمين كه امام اهل آسمان ها نيز هست.
 اگر بنا بود دعاي گنه كاران مستجاب نشود و آن ها از درگاه رحمت اللهي مايوس شوند، خداوند باب توبه را پيش روي بندگان خويش نمي گشود. اينگونه افراد ابتدا مي توانند توبه كنند و بعد براي فرج دعا كنند. مگر قرآن نمي فرمايد كه حسنات سيئات را از بين مي برد؟ آيا حسنه اي بالاتر از دعا براي فرج مي توان سراغ داشت؟! گاه انسان براي رفع نيازها و گرفتاري هاي خود به درگاه خدا دعا مي كند. اين دعا و نيايش اگر با دقت شديد و مراقبت بسيار صورت گيرد و شرايط و ظوابط آن رعايت گردد ممكن است به اجابت برسد يا اجابت آن به تاخير بيفتد و يا اصلا مستجاب نشود. اما دعا براي حضرت مهدي (ع) به يقين  مستجاب است زيرا ايشان به شدت مورد محبت پروردگار مي باشند تا آنجا كه خداوند پيامبرش را نيز به دوستي او سفارش مي كند. نيايش در باره ي چنين عزيزي هرچند از دهان آلوده و زبان گنه كاري درآيد به بركت آن حضرت مستجاب مي شود. از طرف ديگر چون اين دعا خود نوعي عرض ادب و تحيت نسبت به ايشان است پس به مصداق آيه ي شريفه ي قرآن كه فرمود:«چون شما را درودي گفتند پس در پاسخ درودي نيكوتر يا همانند آن گوييد.» وجود مقدس امام زمان (عج) نيز براي دعا كننده دعا خواهند كرد و البته دعاي اين بزرگوار به سبب پاكي ذات و بزرگي مقام حضرتش بي شك اجابت مي شود. بنابراين  كسي كه دعا بر ولي عصر(ع) را بر درخواست حاجات شخصي خويش مقدم  مي دارد نه فقط زيان نديده بلكه يك امر احتمالي را با عطاي حتمي مبادله نموده است و تازه پاداش اداي حق و انجام وظيفه نسبت به مولاي غريب و غايب خويش را نيز از خداي بخشنده خواهد گرفت.
 
 
۶-وقتي بحث از ظهور به ميان مي آيد برخي مي گويند: امام زمان به اين زودي ها نمي آيد! اينگونه اظهار نظرها خلاف روايات متعددي است كه به ما امر مي كند هر صبح و هر شام منتظر فرج باشيم و تاكيد مي كند كه ظهور به ظهور ناگهاني و زماني كه مردم گمان نمي برند صورت خواهد پذيرفت. محبت و علاقه به امام نيز اقتضا دارد كه ما ظهور را دير نپنداريم زيرا غيبت دوران تنهايي، دل شكستگي و غصب حق امام است. آيا اگر فردي از عزيزان ما به زندان افتاده باشد يا به سفر رفته و بازنگشته باشد تحمل آن را داريم كه  كسي بگويد:( بي خود منتظر نباشيد، به اين زودي ها نخواهد آمد!) به علاوه در روايات از فال بد زدن نهي شده است و در عوض بر توكل و گمان نيكو داشتن به خداوند تبارك و تعالي تاكيد شده است. حال در ظهوحضرت مهدي (ع) كه بزرگترين اتفاق و زيباترين پديده ي عالم است، سزاوار است فال نيكو بزنيم يا فال بد؟!!
 


نكاتي در رابطه با نقش دعا در تعجيل فرج (بخش آخر):   

 

۷- برخي نيز مي گويند: (تا ما درست نشويم آقا نمي آيد) اگر معناي اين حرف اين باشد كه ما بايد خود و جامعه ي خويش را اصلاح و به ظهور كمك كنيم مطلب درستي است ولي اگر نااميد شويم و بگوييم تا زماني كه اوضاع به همين
 منوال است آقا نمي آيد، حرف درستي نيست زيرا اولا امام در زمان نااميدي مردمان مي آيد. دوم آن كه ايشان نيز براي اصلاح مي آيد و زمين را پراز عدل و داد مي كند، آن هنگام كه از ظلم، ظلمت و ستم آكنده شده است. سوم آن كه ما تحت هيچ شرايطي نبايد از ظهور نا اميد باشيم. هر لحظه ممكن است فرج فرابرسد.
 
۸-به يقين هركس كه امروز براي تعجيل در ظهور حضرت مهدي(ع) دعا مي كند و در راه تحقق اين هدف گام بر مي دارد؛ در ثواب و فضيلت هر حقي كه پس از ظهور اقامه خواهد شد، هر فسادي كه از روي زمين برچيده مي شود،  هر گناه و معصيتي كه ترك مي گردد، هر حكمي از احكام اسلام كه بيان و اجرا مي گردد، هر حقي كه بر پا مي شود و... سهيم و شريك خواهد بود. گفتيم كه دعا زمان ظهور را نزديك مي كند. تصور كنيد حتي اگر پنج دقيقه ظهور زودتر انجام شود از چه تعداد گناه، معصيت، ظلم، خون ريزي، ستم وجنايت جلوگيري خواهد شد؟ و اگر كسي بتواند با اعمال و دعاي خويش در  جلو افتادن زمان ظهور موثر باشد به چه توفيق بزرگي دست يافته است!!
 
۹- كسي كه براي ظهور دعا مي كند در حقيقت از اوضاع و احوال عالم و غيبت امام زمان (عج) ناراضي است و اين خود نوعي برائت جستن از تمامي كساني است كه با سوء استفاده از نبود قدرت و حكومت ظاهري عالم در دست ولي خدا به ظلم و ستم مشغولند. آري انتظار يعني نفي وضع موجود و به دنبال تحقق وضع مطلوب بودن. اگر به فرض ما براي فرج امام عصر(عج) دعا كرديم و توفيق درك ظهور را پيدا نكرديم هرگز چيزي از دست نداده ايم. طبق روايات براي كسي كه جهت تعجيل در امر فرج زياد دعا مي كند فرج حاصل مي شود و او همانند كسي است كه در راه خدا در خون خويش غلتيده است و با ظهور آن حضرت از اهل رجعت خواهد بود.
 



بر گرفته از :وبسایت امام عصر عج -www.emameasr.org
 

انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: ظهور , مهدی , شیعه , خراسانی , علی , خدا , جانشین , منجی , صراط , تعجیل ,
:: بازدید از این مطلب : 279
|
امتیاز مطلب : 104
|
تعداد امتیازدهندگان : 28
|
مجموع امتیاز : 28
تاریخ انتشار : چهار شنبه 18 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب

آیا میدانید : تعداد ۱۰۱۵۰۳۰ نقطه در قرآن بکار رفته است

آیا میدانید : تعداد ۵۰۹۸ محل وقف در قرآن وجود دارد

آیا میدانید : تعداد ۳۹۵۸۶ عدد کسره در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : تعداد ۱۹۲۵۳ عددتشدید در قرآن بکار برده شده است

آیا میدانید : بهترین نوشیدنی که در قرآن ذکر شده ( شیر ) می باشد

آیا میدانید : بهترین خوردنی که در قرآن ذکر شده ( عسل ) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین عدد در سوره صافات آیه ۱۴۷ آمده که صد هزار می باشد.

آیا میدانید : کمترین حرفی می در قرآن بکار رفته حرف ( ظاء) می باشد

آیا میدانید : بزرگترین سوره قرآن دارای ۲۵۵۰۰ حرف می باشد

آیا میدانید : تعداد کلمات سوره تکویر برابر با تعداد سوره های قران است

آیا میدانید : سوره اخلاص به نسب نامه خداوند معروف است

آیا میدانید : سوره حمد دوبار بر پیامبر نازل شده یکبار در مکه و یکبار در مدیه

آیا میدانید : سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است

آیا میدانید : در سوره نساء به قوانین ازدواج اشاره شده است

آیا میدانید : آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت نمود آیه ۹ سوره کهف می باشد.

آیا میدانید : در آیه ۶ سوره مائده مراحل وضو بیان شده است

آیا میدانید : حضرت سلیمان نخستین شخصی بود که بسم الله الرحمن الرحیم نوشت.

آیا میدانید : حضرت موسی (ع) داماد حضرت شعیب (ع) بود

آیا میدانید : حضرت ادریس (ع) اولین شخصی بود که لباس دوخت و خط نوشت

آیا میدانید : پرنده ای که در دربار حضرت سلیمان (ع) خدمت می کرد (هدهد) نام داشت

آیا میدانید : به حیوای که از طرف خدا وحی شد زنبور بود (آیه ۶۸ یوره نحل)

آیا میدانید :صحیفه سجادیه به خواهر قرآن معروف است

آیا میدانید : رودکی، ناصرخسرو و حافظ شاعرانی بودند که در نوجوانی حافظ کل قرآن بودند.

آیا میدانید : سلمان فارسی اولین شخصی بود که سوره حمد را به زبان فارسی ترجمه کرد.

آیا میدانید : استاد محمود خلیل الحصری اولین کسی بود که قرآن را به روش ترتیل خواند.

آیا میدانید : قران دارای ۱۱۴ سوره است

آیا میدانید : قران دارای ۳۰ جزء است

آیا میدانید : قران دارای ۱۲۰ حزب است

آیا میدانید : قران دارای ۶,۲۳۶ ایه (نشانه) است

آیا میدانید : قران دارای ۷۷,۷۰۱ کلمه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۲۳,۶۷۱ حرف است

آیا میدانید : قران دارای ۹۳,۲۴۳ فتحه است

آیا میدانید : قران دارای ۳۹,۵۸۶ کسره است

آیا میدانید : قران دارای ۴,۸۰۸ ضمه است

آیا میدانید : قران دارای ۱۹,۲۵۳ تشدید است

آیا میدانید : قران دارای ۳,۲۷۲ همزه است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۷۷۱ مد است

آیا میدانید : قران دارای ۱,۰۱۵,۰۳۰ نقطه است

آیا میدانید : قران دارای ۵,۰۹۸ وقف است

آیا میدانید : قران در ۲۳ سال بر پیامبر نازل شد

 

انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: قران , دانستنی , تل اویو , سید خراسانی , نتانیاهو , ,
:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 91
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
تاریخ انتشار : دو شنبه 9 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت كند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.»



در قرآن، آیات بسیارى وجود دارد كه به شهادت روایات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(علیه السلام) و قیام جهانى او نازل گردیده است.

در كتاب شریف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(علیه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سید هاشم بحرانى و با بهره گیرى از دهها جلد كتب تفسیر و حدیث، تألیف گردیده، مجموعاً (132) آیه از آیات كریمه قرآن ذكر شده كه در ذیل هر كدام یك یا چند روایت در تبیین كیفیت ارتباط آیه با آن حضرت(علیه السلام)، نقل شده است.

در اینجا به ذكر چند روایت در این مورد، بسنده مى كنیم:

1 ـ امام صادق (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دین الحق لیظهره على الدّین كلّه و لو كره المشركون»(1) فرمود:

«به خدا سوگند! هنوز تأویل این آیه نازل نشده است و تا زمان قیام قائم (علیه السلام) نیز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (علیه السلام)به پا خیزد، هیچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشایند مى شمارد.»(2)

2 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره آیه شریفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» (3) فرمود:

«زمانى كه قائم(علیه السلام) قیام نماید، دولت باطل از بین خواهد رفت.»(4)

3 ـ امام صادق (علیه السلام) در بیان معناى آیه كریمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض یرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود:

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شایسته خدا كه وارثان زمین هستند، حضرت قائم(علیه السلام) و یاران او مى باشند.» (6)

4 ـ امام باقر (علیه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذین إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»(7) فرمود:

«این آیه درحق آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(علیه السلام)و یاران او كه خداوند شرق و غرب زمین را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسیله آنان دین را پیروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى میراند.»(8)

5 ـ امام سجاد(علیه السلام) زمانى كه این آیه شریفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكّننّ لهم دینهم الّذى ارتضى لهم و لیبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى و لایشركون بى شیئاً» (9) فرمود:

«به خدا سوگند! آنان شیعیان ما اهلبیت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمین و اقتدار بخشیدن به دین را ـ به وسیله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى این امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمین را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»(10)

6 ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه «أمّن یجیب المظطرّ اذا دعاه و یكشف السّوء و یجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهیم دو ركعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت كند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.»(12)

پی نوشت:
ـ سوره توبه، آیه 33 اوست خدایى كه پیامبرش را با هدایت و دین حق فرو فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند اگرچه ناخوشایند كافران باشد.

2ـ كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق ، ج 2 ،ص 670.

3 ـ سوره اسراء، آیه 81 ، بگو حق آمد و باطل از بین رفت، همانا باطل نابود شدنى است.

4 ـ الروضة ، ص 287.

5ـ سوره انبیاء ، آیه 105،به راستى بعد از ذكر، در زبور نوشتیم كه بندگان صالح من وارثان زمین خواهند بود.

6ـ تفسیر على بن ابراهیم، ج 2، ص 77.

-7سوره حج، آیه 41، كسانى كه اگر آنان را در زمین قدرت بخشیم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند.

8ـ تأویل الآیات الظاهرة ، كتاب خطى.

9 ـ سوره نور، آیه 55 ،خدا به مؤمنان و شایستگان شما وعده داده كه آنان را در زمین همچون پیشینیان خلافت بخشد و دین مورد رضایت خود را براى آنان تمكین و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنیّت تبدیل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند.

10 ـ تفسیر عیاشى، ج 3، ص 136.

11 ـ سوره نمل، آیه 62 ، جز خدا كیست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نماید و شما را خلفاى زمین قرار دهد؟

12 ـ تفسیر قمى ـ ج 2 ص 129.
 
انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: قرآن , مهدی , صادق , ظهور , اخرزمان , ایران ,
:: بازدید از این مطلب : 281
|
امتیاز مطلب : 31
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب
«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.


موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت از جمله موضوع‏هايي است كه ذهن بسياري از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوي مورد پرسش قرار مي‏گيرد.

 پيش از پاسخ‏گويي به اين پرسش يادآوري اين نكته ضروري است كه براي غيبت امام مهدي‏(ع) دو معنا قابل تصور است:

 نخست ناپيدا بودن امام؛ يعني اينكه آن حضرت در دوران غيبت از نظر جسمي از ديدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را مي‏بيند و از حال آنها باخبر مي‏شود، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد.

 دوم، ناشناس بودن امام: در اين فرض آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها مواجه مي‏شود، ولي كسي او را نمي‏شناسد و به هويت واقعي‏اش پي نمي‏برد.1

 بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت اگر چه در هر دو فرض مطرح مي‏شود، ولي به نظر مي‏رسد در فرض دوم اين موضوع كمتر جاي بحث دارد و آن حضرت با مخفي داشتن هويت خود در هر كجا كه بخواهد مي‏تواند زندگي كند.

 در زمينه محل اقامت امام مهدي‏(ع)، روايت‏هاي گوناگوني وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏هاي احتمالي اقامت آن حضرت را مي‏توان به سه دسته تقسيم كرد:


 1. محل‏هاي دور دست و ناآشنا

 برخي از روايات، محل خاصي را براي اقامت امام مهدي‏(ع) تعيين نمي‏كنند و جايگاه ايشان را در بيابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏هاي دوردست و محل‏هايي مي‏دانند كه هيچ كس از آن آگاهي ندارد. از جمله در روايتي كه از خود آن حضرت نقل شده است، ايشان خطاب به علي بن مهزيار مي‏فرمايد:

«اي پسر مهزيار! پدرم ابو محمد از من پيمان گرفت كه هرگز با قومي كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، براي آنها در دنيا و آخرت، بيچارگي رقم خورده و عذابي دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشين نباشم و به من دستور داد كه براي اقامت، كوه‏هاي سخت و سرزمين‏هاي خشك و دور دست را برگزينم».2

 همچنين آن حضرت در توقيع شريفي كه خطاب به شيخ مفيد صادر شده است، در اين زمينه مي‏فرمايد:
«ما براساس آنچه خداي تعالي براي ما و شيعيان مؤمن‏مان مصلحت ديده، تا زماني كه دولت دنيا از آن فاسقان است، در سرزمين‏هاي دوردستي كه از جايگاه ستمگران دور است، سكنا گزيده‏ايم، ولي از آنچه بر شما مي‏گذرد، آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمي‏ماند».3

 در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جايگاه امام مهدي‏(ع) را جايي ناشناس معرفي مي‏كند كه جز معدود افرادي از آن آگاهي ندارند:

«و هيچ‏كس از دوست و بيگانه از جايگاهش آگاهي نمي‏يابد مگر همان خدمت‏گزاري كه به كارهاي او مي‏رسد».4

 اين‏گونه روايات گوياي آن است كه امام مهدي‏(ع) بر اساس امر الهي، در مكان‏هايي ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادي‏ها زندگي مي‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نيست.


 2. محل‏هاي خاص و شناخته شده

 در برخي روايات، از مكان‏هايي خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدي‏(ع) در دوران غيبت ياد شده است كه از آن جمله مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:


 الف) مدينه

 در برخي روايات، از مدينه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده است. در روايتي كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

صاحب اين امر ناگزير از كناره‏گيري است و او در [زمان] كناره‏گيري خود ناگزير از [داشتن] نيرو و تواني است. او با وجود آن سي نفر هيچ هراسي ندارد. چه خوب جايگاهي است [مدينه] طيبه.5

 در كتاب شريف «بحارالأنوار» ذيل اين روايت چنين آمده است:
«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.5

 در روايت ديگري كه از امام حسن عسكري‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ اين پرسش راوي كه مي‏پرسد: «اگر حادثه‏اي براي شما روي دهد سراغ فرزندتان را از كجا بگيريم؟» مي‏فرمايد: «در مدينه».6


 ب) كوه رضوي

 برخي روايات، «كوه رضوي» در نزديكي مدينه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفي كرده‏اند كه روايت زير از آن جمله است:
 عبدالاعلي مولي آل سام مي‏گويد: به همراه ابي عبدالله [امام صادق](ع) [از مدينه] خارج شديم، زماني كه به روحاء [در اطراف مدينه] رسيديم، آن حضرت دقايقي نگاهش را به كوهي كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:

«اين كوه را مي‏بيني؟ اين كوه «رضوي» نام دارد و از كوه‏هاي فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوي ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏هاي ميوه‏دار وجود دارد و در دو مرحله پناه‏گاهي خوب براي خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها كوتاه و ديگري بلند است».7

 در دعاي ندبه نيز از اين مكان نام برده شده است.8

 ياقوت حموي در مورد منطقه «رضوي» مي‏نويسد:
«رضوي، كوهي است ميان مكه و مدينه در نزديكي ينبع و داراي آب فراوان و درختان زيادي است. كيسانيه9 مي‏پندارند كه محمد بن حنفيه در آنجا زنده و مقيم است».10

 گفتني است در احاديث فراواني، از «رضوي» ياد شده و از آن بسيار ستايش شده است.11


 ج) ذي طوي

 مكان ديگري كه در روايات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده، «ذي طوي» است. «ذي طوي»، نام كوهي در اطراف مكه است. در روايتي كه از محمد باقر(ع) نقل شده، چنين آمده است:

«صاحب اين امر را در يكي از اين دره‏ها غيبتي است. [در اين حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحيه ذي طوي اشاره كرد».12

 گفتني است در دعاي ندبه نيز به نام اين مكان اشاره شده و در برخي روايات، از همين منطقه به عنوان محل تجمع ياران امام مهدي‏(ع) ياد شده است.13


 3. در ميان مردم

 دسته سوم از روايات مانند دسته اول، از جايگاه و مكان خاصي نام نمي‏برند و از آنها استفاده مي‏شود كه امام مهدي‏(ع) به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي مي‏كند. در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

«چگونه اين مردم، اين موضوع را انكار مي‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ت در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش‏هاي آنها قدم مي‏نهد، ولي او را نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، چنان كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد كه «آري، من يوسف هستم».14

 حال اين پرسش مطرح مي‏شود كه كدام‏يك از اين سه دسته روايت قابل پذيرش هستند و آيا راهي براي جمع كردن ميان آنها وجود دارد يا خير؟

 به نظر مي‏رسد ميان اين سه دسته روايت منافاتي وجود دارد و آن حضرت بسته به شرايط و موقعيت‏هاي مختلفي كه پيش مي‏آيد، زندگي به صورت ناشناس در ميان مردم و اقامت در مكان‏هايي چون مدينه منوره يا دوري گزيدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب مي‏كند.

 به بيان ديگر، براساس دومين معنايي كه براي غيبت قابل تصور است؛ يعني ناشناس بودن امام مهدي‏(ع)، آن حضرت، الزامي براي اقامت در محلي خاص يا دور از دست‏رس ندارد و مي‏تواند به صورت طبيعي در ميان مردم زندگي كند. البته ممكن است رعايت مصالحي ديگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بيابان‏ها را اقامت‏گاه خود برگزيند.

 بديهي است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي كند، مكان‏هايي چون مدينه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترين مكان خواهد بود.

ماهنامه موعود شماره 93


پي‌نوشت‌ها:

1. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه‏ر.ك: همين كتاب، ص  .
2. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 161.
3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.
4. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 172، ح 5.
5. الكافي، ج 1، ص 340؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.
6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.
7. الكافي، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.
8. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.
9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
10. كيسانيه پيروان مختار بن ابوعبيده ثفقي بودند. او نخست براي پيشرفت كار خود دعوت به علي بن الحسين‏عليه السلام سپس دعوت به محمد حنفيه مي‏كرد. البته كار او مبتني بر اعتقاد وي به اهل بيت نبود، بلكه مي‏خواست از آن بهره‏برداري سياسي كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوي دريافت وحي از خداوند كرد و عباراتي مسجع و مقّفي به تقليد قرآن به زبان مي‏راند. (فرهنگ فرق اسلامي، ص 373)
11. ياقوت حموي، مراصد الإطلاع علي أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.
12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.
13. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 182.
14. ر.ك: كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.
15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.
16. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 164؛ الكافي، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.

 
انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: مهدی , موعود , امام زمان , نشانه ظهور , قائم , دجال , خراسانی ,
:: بازدید از این مطلب : 297
|
امتیاز مطلب : 58
|
تعداد امتیازدهندگان : 16
|
مجموع امتیاز : 16
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب
 

1. شخصي به نام عليّ بن هلال از پدر خود نقل كرده كه گفته است: من نزد رسول خدا(ص) رسيدم. ايشان به فاطمه(س) فرمودند:
«دو سبط امّت از ما هستند و آن دو حسن و حسينند و آن دو آقاي جوانان اهل بهشت هستند و سوگند به آن كسي كه مرا به حق مبعوث داشته، پدر آن دو از آنها بهتر است.»

سپس فرمودند: «اي فاطمه! سوگند به آنكه مرا به حق مبعوث داشته كه مهدي اين امّت از نسل آن دو (حسن(ع) و حسين(ع)) است، زماني كه دنيا دچار هرج و مرج گردد و نظم و نَسَق خود را از دست بدهد و فتنه‌ها و آشوب‌ها پديدار گردند و پشت به پشت هم بيايند و راه‌ها منقطع و بسته شود و بعضي بر بعضي ديگر شبيخون زنند و مال و ثروت گروهي از آنها را غارت كنند، پس نه بزرگي به تازه سالي رحم كند و نه صغير و خردسالي بزرگي را احترام كند. در اين هنگام، خداوند كسي را از نسل آن دو بفرستد كه دژهاي گمراهي را فتح كند و قلب‌هايي را كه در زير حجاب و پوشش غفلت قرار گرفته و چيزي را فهم نمي‌كند، زنده بسازد. او دين را در آخرالزّمان به پا دارد، همان گونه كه من در آغاز زمان برپا داشتم و زمين را پر از عدل و قسط سازد، همان گونه كه پر از جور و تعدّي شده باشد.»1

در اين حديث چند نكته از صفات و سيرة مهدي موعود(عج) را مي‌خوانيم:

الف) قلعه‌هاي ضلالت و گمراهي را فتح كند؛

ب) قلب‌هايي را كه زير حجاب غفلت قرار گرفته‌اند، حيات بخشيده و زنده مي‌سازد، يا قلبي را كه غفلت آن را احاطه كرده است، چيزي نمي‌فهميده و حقايق را درك نكرده، امّا بعد از آنكه حضرت مهدي(عج) روح حيات در آن بدمد، همه چيز را درك مي‌كند و مي‌فهمد و راه به سوي خدا را به زودي طيّ مي‌كند؛

ج) او دين را اقامه مي‌كند و برپا مي‌دارد. همان گونه كه شخص پيامبر(ص) در آغاز عصر اسلام دين را برپا داشت. امام زمان(عج) در آخر اين عصر و مدّت، همان نقشي را ايفا مي‌كند كه پيامبر(ص) ايفا كرد و دين را برپا خواهد داشت. روزي كه پيامبر اكرم(ص) مبعوث به رسالت گرديد از دين و آيين الهي و آسماني خبري نبود؛ كفر، شرك، الحاد و گناه، سراسر محيط را آلوده كرده بود و پيامبر(ص) كه قيام كرد و مبعوث گرديد، دين را وارد جامعه كرد و در موضع لازم و مناسب خود قرار داد. طبق فرمودة همين پيامبر بزرگوار، حضرت وليّ عصر(ع)، زماني ظهور مي‌كند كه كفر، ضلال، الحاد، انحراف، فساد و شرارت، جهان را پر كرده است و فضا را تعفّن بدي و ناپاكي فرا گرفته است. در پرتو  امام زمان(عج)، اوضاع دگرگون مي‌شود؛ محيط به سوي خدا و رسول متمايل مي‌گردد و آثار ديانت و پاي‌بندي به دين از همه جا آشكار مي‌گردد؛

د) زمينِ پر از ظلم، جور و اجحاف را منقلب مي‌سازد و عدل و داد، حق‌خواهي و حق‌طلبي جايگزين آن خواهد شد و به همان مقياس فساد فراگير، عدل و قسط فراگير در جهان جلوه مي‌كند و رعايت عدالت و ميزان، جاي آن تعدّي‌ها و تجاوزها را مي‌گيرد؛3

2. ابوسعيد نقل كرده كه پيامبر(ص) دربارة حضرت مهدي(عج) فرمود:
«شخص مستمند به نزد مهدي(عج) مي‌آيد و عرضه مي‌دارد: به من عطا كن. آن حضرت جامة او را پر از پول و مال مي‌كند تا آن مقداري كه بتواند حمل كند و از عهدة بُردن آن برآيد.»3

مفهوم اين جملة مبارك آن است كه او نمي‌تواند بيش از آن حدّي كه به او بخشيده مي‌شود، حمل كند و اگر مي‌توانست حركت دهد و با خود ببرد، از ناحية آن حضرت مضايقه‌اي نيست.

و اين عطاي كثير ممكن است از آن جهت باشد كه گنج‌هاي فراوان و مخازن مالي تحت الأرضي در آن عصر پر فروغ، تحت اختيار حضرت بقيّـة الله(عج) قرار مي‌گيرد؛ يعني زمين و آنچه بر روي آن و در طبقات مختلف آن است، مسخّر آن امام بزرگ، خواهد گرديد و نيز ممكن است از اين جهت باشد كه بر اثر عملي شدن احكام و برنامه‌هاي اسلام و از جمله برنامه‌هاي اقتصادي اسلام؛ مانند خمس، زكات، كفّارات و نذورات، اموال فراواني نزد آن حضرت گرد مي‌آيد كه هيچ مشكلي در عطا و بخشش به افراد مستمند و نيازمندان ندارند و ممكن است هر دو مورد باشد. اينها از يك سو و از سوي ديگر روح، جوانمردي، جود، سخاوت و كرامت نفس امامان پاك(ع) به ويژه خاتم آنان، حضرت وليّ عصر(عج) و ناموس دهر، ارواحنا فداه، كه مظهر عطا و بزرگواري خداي جهانيان هستند، باعث اين عطا، بخشش و انفاق مالي است. اين سيرة حضرت وليّ عصر(عج) و وصف عطاي اوست، بنابراين پيروان آن حضرت در صورت امكان و در زمان مناسب، خود را به عطاي ناچيزي قانع نسازند.

3. از پيامبر اكرم(ص) روايت شده كه فرمودند: «نشانة مهدي(ع) اين است كه بر عمّال و كارگزاران [خويش]، سخت‌گير است، در بخشش مال بسيار جواد و بخشنده و دربارة مستمندان، مهربان مي‌باشد.»4

در اين كلام نوراني به زوايايي از سيرة حضرت وليّ عصر(ع) اشاره شده است كه عبارتند از:

الف) او نسبت به عمّال خود شدّت عمل دارد و به دقّت از آنان حسابرسي مي‌كند. آري اگر شخص حاكم اسلامي، عمّال را زير نظر داشته باشد و كارهاي آنان را بررسي كند و از آنها حساب دقيق و منظّم بخواهد و روابط آنان با اشخاص را در محيط‌هاي كارشان كنترل كند، كارها به آساني و بر روي روال لازم و مناسب به جريان مي‌افتد و امور مردم سامان خواهد يافت، حال آنكه اگر كارگزاران حكومت رها باشند و بر اريكة قدرت و پست خود تكيه دهند و حاكم، نظارتي بر كارهاي آنان و معاشرت‌ها و معاشرينشان نداشته باشد، به زودي صاحبان ثروت با او و او با آنها مرتبط مي‌شود و سوءاستفاده‌هاي گوناگون خواهد كرد و در پرتو اين رابطه با او و چريدن در ساية قدرت او، انواع فسادهاي اقتصادي را به بار مي‌آورند و در اين ميان تودة مستضعف پايمال گرديده و حقوق آنان ضايع و اموال عمومي به تاراج طبقة خاصّي خواهد رفت و بالأخره مردم به وضعي مي‌افتند كه تجربة تلخ آن را به طور مكرّر دارند؛

ب) او با مال و ثروتي كه در اختيار دارد، به رعيّت مي‌رسد و جود و بخشش مي‌كند و عطاي عظيم خود را نشان جامعه مي‌دهد و به نابه‌ساماني‌هاي زندگي مردم پايان خواهد داد. حاكمي كه همّتش زراندوزي و رفاه حال خود و نزديكانش باشد، رعيّت را بيچاره مي‌كند و شيرة جان آنان را مي‌كشد و ملّت را از رمق خواهد انداخت و امام زمان(ع) كه نمونة اعلاء و بي‌نظير حاكم اسلامي و حكومت ديني است، تمام همّتش احياي دين و اقامة حق و رفاه حال جامعه است؛

ج) دربارة مساكين، مهربان است. به طور غالب، طبقة حاكم نسبت به ضعفا و مساكين مهرورزي ندارند؛ زيرا اوّلاً، قدرت، سلطه و ثروتي كه تحت اختيار دارند، به طور طبيعي آنان را از طبقات ضعيف و كم درآمد جدا مي‌كند و آنها را مورد بي‌مهري قرار مي‌دهد و ثانياً، چون مستمندان به حقّ خود نمي‌رسند، طبعاً خود را طلب‌كار دانسته و مسئول اين مشكلات را حاكم مي‌دانند. از اين رو حكومت‌ها به آنان عنايتي ندارند و نسبت به آنان مهر نمي‌ورزند.


آيت الله كريمي جهرمي
ماهنامه موعود شماره 117

پي‌نوشت‌ها:

1. اثبات الهداة، ج 3، ص 592؛ بحار، ج 51، ص 79.
2. قابل توجّه است، همان گونه كه در كلام شريف پيامبر(ص) آمده، امام زمان(ع) كه مهدي اين امّت است، از فرزندان و اعقاب امام حسن و امام حسين(ع) است و علّت آن اين است كه حضرت مهدي در سلسلة پدران به امام حسين(ع) مي‌رسد، ولي از جهت مادر از اولاد امام حسن(ع) است؛ چون امام زين العابدين(ع) با يكي از دختران امام حسن(ع) ازدواج كردند و مادر حضرت باقر(ع) از دختران امام حسن(ع) است.
3. اثبات الهداة، ج 3، ص 612.
4. موسوعـة الامام المهدي، ج 1، ص 246.
 
انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 43
|
تعداد امتیازدهندگان : 12
|
مجموع امتیاز : 12
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()
نوشته شده توسط : حامد عرب

 

در روايات ظهور، به نهضت و حركت شخصي به نام خراساني برمي‌خوريم كه از ناحية شرق به ياري امام زمان(ع) برمي‌خيزد و سپاه وي فرمانده‌اي دارد. حال پرسش اين است كه پرچمدار و فرماندة سپاه خراساني كيست؛ در پاسخ  بايد بگوييم كه خروج سفياني در برخي روايات، از نشانه‌هاي ظهور خوانده شده است؛ در همان سالي كه سفياني قيام مي‌كند، سيّد خراساني از سمت مشرق قيام كرده، به سمت كوفه مي‌رود. در روايات، اين شخص به خوبي معرفي نشده؛ ولي ظاهراً پرچمدار حق است كه براي مبارزه با ظلم قيام مي‌كند.

نويسندة كتاب «عصر ظهور» در اين رابطه مي‌نويسند: «اندكي پيش از ظهور حضرت مهدي(ع) در ميان ايرانيان شخصي با عنوان سيّد خراساني ظاهر شده كه رهبري سياسي مردم را به عهده مي‌گيرد. شعيب بن صالح نيز پرچمداري را عهده‌دار مي‌شود. ايرانيان تحت رهبري اين دو تن، نقش مهمّي را در حركت ظهور آن حضرت ايفا مي‌كنند. سيّد خراساني و شعيب، جنگ را در مرزهاي ايران، تركيه و عراق هدايت مي‌كنند و نيروهاي مستقر در شام، خود را به پيش رانده و در همان زمان، از دو جناح عراق و شام آمادة پيشروي بزرگ به سوي فلسطين و قدس مي‌شوند».1

پرچم خراساني


از سخنان معصومان(ع) به دست مي‌آيد كه پرچم‌هاي متعدّدي از شرق يعني بلاد شرقي ايران تا سرحدّ چين قيام مي‌كنند كه ظاهراً محلّ اجتماع آنها خراسان است و خراساني نيز كه پرچم مستقلّي دارد با كمك آنان، حركت خود را آغاز مي‌نمايد، پرچم خراساني مهم‌ترين آن پرچم‌هاست. و به اين اعتبار از همة آنها به رايات شرقي تعبير شده كه داراي پرچم‌هاي سياه هستند.

نكتة ديگر اينكه در روايات به سه پرچم از خراسان اشاره شده است كه در سه مرتبه قيام مي‌كنند كه دو مورد از آنها تحقّق يافته؛ يكي «بيرق‌هاي سياه ابومسلم خراساني» كه براي تشكيل دولت بني‌العبّاس بوده است و دوم «پرچم مغول» كه از ناحية خراسان آمد و دولت بني‌العبّاس را بر هم زد، ليكن پرچم سوم باقي مانده و اوست كه متصّل به ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ خواهد بود و با سفياني خواهد جنگيد. حضرت باقر(ع) فرمودند: «آنگاه كه لشكر سفياني در كوفه مشغول قتل و غارت باشند، بيرق‌هايي از طرف خراسان برسند كه منزل‌ها را به سرعت طي كنند و با ايشان، چند نفر از اصحاب قائم ـ ارواحنا فداه ـ باشد».

رسول خدا(ص) در روايتي اين‌گونه فرمودند: «خداوند براي ما اهل بيت آخرت را بر دنيا برگزيده است. همانا پس از من دودمانم آواره و مطرود واقع خواهند شد؛ تا آنگاه كه پرچم‌هاي سياه از سوي مشرق پديدار شود. پس آنان حق را طلب كنند ليكن به ايشان داده نشود، پس مي‌رزمند و پيروز مي‌شوند پس هر كس از شما و نسل شما ايشان را درك كرد بايد خود را به آنان رساند اگرچه بر روي يخ‌ها بخزد آنان امر را به مردي از خاندان من مي‌سپارند كه زمين را از عدل و داد لبريز مي‌سازد پس از آنكه از ظلم و جور مالامال شود.

براساس رواياتي كه در منابع حديثي شيعه (مانند «غيبت» نعماني و طوسي) در خصوص اين شخص وارد شده است، احتمال دارد بتوان خراساني را ياور خراسانيان، رهبر آنان و فرماندة لشكر خراسان تفسير كرد. گاهي نيز از او تحت عنوان هاشمي ياد شده است. با اين حال در روايات، از پرچمدار سپاه ايران سخن به ميان آمده و آن شعيب بن صالح است.

اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايند: «سفياني و صاحبان پرچم‌هاي سياه با يكديگر روبرو مي‌شوند (احتمالاً سپاه سيّد خراساني يا سيّد هاشمي)؛ در حالي كه ميان آنان جواني از بني‌هاشم است كه در كف دست چپ او، خال سياهي است و در پيشاپيش لشكريان او، شخصي از قبيلة بني تميم به نام شعيب بن صالح قرار دارد».2

در روايات از عمّار ياسر نقل شده كه: «شعيب بن صالح، پرچمدار حضرت مهدي(ع) است».3 در منابع اهل سنّت نيز آمده است: «فرماندة لشكريان پيشرو حضرت مهدي(ع) مردي از قبيلة بني تميم است كه محاسن كمي دارد و او را شعيب بن صالح نامند».4

و نيز: «از خراسان سپاهي حركت مي‌كند كه كمربندهاي سياه و پيراهن سفيد پوشيده‌اند، جزو پيش‌قراولان سپاه، فرمانده‌اي است به نام شعيب بن صالح... آنان سپاهيان سفياني را شكست داده، گريزان مي‌كنند و در بيت‌المقدّس فرود مي‌آيند و زمينة ظهور حضرت مهدي(ع) را پايه‌ريزي مي‌كنند».5

به هر حال وجود سيّد خراساني را بپذيريم يا نه و اينكه او رهبر سپاهيان ايران است، در روايات از شعيب بن صالح تحت عنوان پرچمدار و پيش‌قراول سپاه ايران و از زمينه‌سازان حكومت جهاني حضرت مهدي(ع)، سخن به ميان آمده است كه احتمالاً مورد سؤال شما نيز همين شخص است.

شعيب بن صالح


شعيب بن صالح جواني است گندمگون، لاغر، با ريش كم‌پشت، صاحب بصيرت و يقين از اهالي ري كه اندكي پيش از ظهور حضرت در ميان ايرانيان، ظاهر شده و نقش رهبر نظامي را در حركت ظهور آن حضرت، ايفا مي‌كند. او مردي است شكست‌ناپذير، اگر كوه در مقابلش بايستد آن را منهدم كرده و عبور مي‌كند.

وي به همراه سيّد خراساني كه رهبري سياسي ايرانيان را به عهده دارد، پرچم اسلام را به حضرت مهدي(ع) مي‌سپارند و با نيروهاي خود در نهضت آن حضرت شركت مي‌كنند. خراساني و شعيب در زمره ياران خاصّ آن حضرت قرار مي‌گيرند و شعيب بن صالح به فرماندهي كلّ نيروهاي حضرت مهدي(ع) منصوب مي‌گردد.
البتّه احتمال دارد كه جهت حفظ و ايمني، نام او مستعار باشد تا وعدة الهي محقّق شود. همچنين امكان دارد كه نام او و نام پدرش مشابه شعيب و صالح يا به معناي اين دو باشد.

برخي روايات وي را اهل سمرقند ـ كه هم‌اكنون در اشغال شوروي است ـ مي‌داند، امّا بيشتر روايات مي‌گويد كه او اهل ري است و با قبيلة بني‌تميم نسبتي دارد و اينكه از يكي از بخش‌هاي بني‌تميم ـ به نام محروم ـ مي‌باشد و اينكه وي غلامي از بني‌تميم است.6 روايتي كه مي‌گويد فاصلة ميان خروج شعيب و سپردن زمام امور را به مهدي(ع) 72 ماه است را مي‌توان حكم به صحّت آن نمود كه در اين صورت، ظاهر شدن خراساني و شعيب، شش سال قبل از ظهور حضرت مهدي(ع) خواهد بود.7

براي مطالعه در اين زمينه مي‌توانيد به منابع زير رجوع كنيد:
1. چشم‌اندازي به حكومت مهدي، نوشتة نجم‌الدّين خراساني،
2. تحليل تاريخي نشانه‌هاي ظهور، نوشتة مصطفي صادقي.
 
انشاالله همه با تن سالم و ایمان به امام ولیعصرشاهد ظهور مهدی جان باشیم

:: برچسب‌ها: خراسانی , شعیب صالح , ظهور , مهدی ,
:: بازدید از این مطلب : 269
|
امتیاز مطلب : 44
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
تاریخ انتشار : یک شنبه 1 اسفند 1389 | نظرات ()

صفحه قبل 1 صفحه بعد